سقوط دوباره اقتصاد به زمان بستگی دارد؛ مبارزه کردن نسبت به گذشته سخت‌تر شده‌است

بحران در کمین است

کد: 13980507434800005

در دسترس نیست

، تهران ، (کارخانه‌آنلاین): بررسی‌های جهانی نشان می‌دهد سیاست‌گذاری‌ها به صورت آهسته حمایت خود را به سمت رونق اقتصادی پیش می‌برند اما اینکه تا چه اندازه در این زمینه موفقیت‌آمیز باشند بستگی به چندین و چند عامل دارد

بحران در کمین است
هیچ‌گاه نمی‌توان به صورت دقیق گفت چه زمانی بحران اقتصادی رخ می‌دهد. اما معمولاً وقتی رشد تولید ناخالص داخلی یا همان رشد اقتصادی به پایین‌ترین حد ممکن برسد یعنی اقتصاد دچار بحران شده‌است. از دهه 80 میلادی تاکنون چهار بار بحران اقتصادی رخ داده است. یکی مربوط به اوایل دهه 80، یکی مربوط به اوایل دهه 90، یکی در سال 2001 و دیگری هم در فاصله سال‌های 2007 و 2008 رخ داده‌است.

چرا باید خواند: بحران‌های بزرگ مالی و اقتصادی می‌توانند کل اقتصاد جهان را فلج کنند، وقوع آن‌ها نیز تقریباً ناگزیر است یعنی هر چند وقت یک بار حتماً آن‌ها به نوعی رخ می‌دهند؛ اما اینکه شدت آن‌ها چقدر باشد و در چه بازه زمانی‌ای رخ بدهند، همه جزو معماهایی است که تا همان لحظه وقوع، حل نخواهد شد.

جنوب ایندیانا شهری قرار دارد که تنها 50هزار نفر در آن زندگی می‌کنند. کارخانه‌ها در کنار ردیف درختان در این شهر قرار دارد. کمی آن‌سوتر لوکس‌ترین قایق‌ها که داخل آن‌ها تلویزیون و گاز و یخچال قرار داده شده، روی آب شناورند و آب‌های قاره امریکا را می‌پیمایند. اینجا خانه‌ها و ماشین‌ها کرایه داده می‌شوند و کسب‌وکار بر همین پایه می‌چرخد. اما وقتی اوضاع اقتصادی به هم می‌ریزد، کسب‌وکار افراد در این منطقه نیز به هم می‌ریزد.
سال‌های 2007 تا 2008 زمانی‌که اقتصاد سقوط کرد، مردم در این منطقه با بدترین شرایط اقتصادی بعد از دهه 30 میلادی مواجه شدند. اشتغال در کارخانه‌ها تقریباً نصف شد. نرخ بیکاری نیز به حدود 20درصد رسید. جمعیت مدام کاهش پیدا کرد. اما باراک اوباما در سال 2009 از این منطقه بازدید کرد و تلاش کرد آن را بازسازی کند. به هرحال این شهر در وضعیت مرزی قرار دارد. هنوز هم وضعیت بیکاری در این منطقه پیچیده است. البته حالا که وضع اقتصاد خوب شده، نرخ بیکاری هم در این منطقه به کمتر از 2درصد رسیده که از استاندارد کل امریکا بسیار بهتر است. اما این وضعیت تا چه زمانی دوام خواهد آورد؟ این پرسشی است که باید مدام مطرح شود.
شاید بالاخره یک روز اقتصاد دوباره مسیرش را کج کند و از حال بهبودی که دارد خارج شود. این مسئله به‌ویژه در مورد اقتصاد امریکا بسیار محتمل است و امکان بروز بحران برای آن به صورت کاملاً جدی مطرح می‌شود. یعنی بحران مالی هر لحظه در کمین این کشور است. اما آیا جهان برای بروز چنین بحرانی آمادگی دارد؟ قدری بعید به نظر می‌رسد. اگر واقعاً چنین بحران بزرگی دوباره رخ بدهد، نظر دادن درباره وضعیت قدری سخت خواهد بود. حتی نمی‌توان گفت چه زمانی امکان دارد این بحران دوباره رخ بدهد. برخی مطالعات امریکا نشان می‌دهد که بعد از یک دوره رونق اقتصادی باید انتظار رکود و بحران اقتصادی را هم داشت. بررسی‌ها نشان می‌دهد امریکا معمولاً هر ده سال یک بار در تله بحران اقتصادی می‌افتد. در واقع هیچ دوره شکوه و رونق اقتصادی برای این کشور بیش از یک دهه دوام نیاورده‌است. استرالیا، کانادا و هلند وضعیت بهتری داشته‌اند، به گواه تاریخ اقتصاد این کشورها معمولاً هر 20سال یک بار وارد مخمصه می‌شود یعنی دوبرابر امریکا طول می‌کشد و در نتیجه پایداری اقتصادی بیشتری دارند. به هر حال یک نکته را نباید فراموش کرد، هر چیز خوبی یک روز پایان می‌یابد.
 
چطور می‌توان مانع بحران شد؟
هیچ‌گاه نمی‌توان به صورت دقیق گفت چه زمانی بحران اقتصادی رخ می‌دهد. اما معمولاً وقتی رشد تولید ناخالص داخلی یا همان رشد اقتصادی به پایین‌ترین حد ممکن برسد یعنی اقتصاد دچار بحران شده‌است. از دهه 80 میلادی تاکنون چهار بار بحران اقتصادی رخ داده است. یکی مربوط به اوایل دهه 80، یکی مربوط به اوایل دهه 90، یکی در سال 2001 و دیگری هم در فاصله سال‌های 2007 و 2008 رخ داده‌است. در همه این‌ها رشد اقتصادی به صورت ناگهانی کاهش پیدا کرده‌است. بررسی‌های دانشگاه هاروارد نشان می‌دهد به صورت متوسط چهار کشور در سال در فاصله سال‌های 1800 تا 2016 دچار بحران مالی شده‌اند. اما در سال‌های 1945 تا 1975 که سیاست‌های دقیق و مشخصی برای نظام مالی جهان در نظر گرفته شد و همه‌چیز بر مبنای آن پیش رفت، بحران‌های بانکی کمتری نیز اتفاق افتاد. اما از سال 1975 به بعد تقریباً 13 کشور هرکدام در یک سال دچار بحران بانکی شدند. قوانین و نظام قانون‌گذاری یکی از مهم‌ترین مسائل در این زمینه بوده‌است.
بررسی‌های جهانی نشان می‌دهد سیاست‌گذاری‌ها به صورت آهسته حمایت خود را به سمت رونق اقتصادی پیش می‌برند اما اینکه تا چه اندازه در این زمینه موفقیت‌آمیز باشند بستگی به چندین و چند عامل دارد. هر کشوری سیاست‌های خودش را برای پیشگیری از بحران مالی دارد. در دنیای نوظهورها نیز این رویه به همین شکل در حال طی شدن است. دولت چین یکی از نمونه‌هایی است که سعی کرده افسار اقتصاد را به دست بگیرد تا با مشکل مواجه نشود.
در بین همه قضایا، بانک‌های مرکزی وضعیت پیچیده‌ای دارند و باید به آن‌ها نگاه ویژه‌ای داشت. آن‌ها می‌توانند در کانون بحران قرار بگیرند. سیاست‌های پولی و مالی را اغلب همین بانک‌های مرکزی تعیین می‌کنند و همین سیاست‌هاست که گاهی منجر به بروز بحران‌های بزرگ اقتصادی می‌شود. آن‌ها نرخ بهره را بالا و پایین می‌کنند و این خودش می‌تواند عاملی موثر در زمینه بروز یا عدم بروز بحران اقتصادی باشد.
به هر حال بازارها در سال 2007 کاملاً آماده وقوع بحران بودند و به دنبال آن هم بحران بزرگ اقتصادی رخ داد. اما نمی‌توان گفت این بازارها چه زمانی واقعاً آماده بروز بحران می‌شوند. یعنی نمی‌توان با بررسی چند شاخص در شرایط فعلی بازار، پیش‌بینی کرد که در آینده وقوع یک بحران مالی محتمل است یا خیر. همه‌چیز در مورد بحران بعدی به زمان بستگی دارد.
 
 
 
منبع: اکونومیست 
منتشر شده در سرویس:

تحلیل روز